بهصورت يك كتاب قرائت تنظيم شده بود. آوازهاي ويژهٴ دانشجويان دورهگرد در نيروي حيات بخشيدن ــ يا ميشود گفت در پراكندن؟ ــ زبان لاتيني سهمي داشت.
با ملاحظهٴ فقر فوقالعادهٴ رسالهٴ اشتقاقات، كه شاهكار زبانشناسي علماي لاتيني آن روزگار بود، ديگر تعجب نميكنم كه چرا ترجمه از عربي موجب رونق دستور زبان عبري شد، ولي نتوانست در زبان لاتيني نفوذ مساعدي اعمال كند. در نظر بگيريد كه بهلاتيني آثار خيلي بيشتري ترجمه شد تا بهعبري، چون بيش از يك سده، جريان نيرومند معارف عربي در جويبارهاي لاتيني سرازير شده بود.
دلايل اين مطلب زياد است. اول اينكه، زبان لاتيني وجود داشت، و دستور آن شكل قطعي يافته بود، حال آنكه زبان جديد عبري داشت ايجاد ميشد. ميتوان گفت كه زبان لاتيني در نشيب بود، حال آن كه عبري رو به فراز ميرفت. يهوديان در علاقهٴ عميق مسلمانان به دستور زبان سهيم بودند، و قرنها تفسير تورات و تلمود استعداد دستوريشان را قويتر كرده بود. بالاخره، زبان عبري كه رابطهٴ نزديكي با عربي داشت، بيشتر مستعد تأثيرپذيري از كمال صوري آن بود.
ترجمهٴ تحتاللفظي عبارتهاي عربي به عبري بدون تحريف امكان داشت. برعكس، در موقع ترجمه از عربي به لاتيني، برحذر ماندن از تحريف تقريباً غيرممكن بود. ممكن بود ترجمهٴ نادرستي را بهزبان لاتيني سليس قبول كرد، يا ترجمهٴ درستي را به زبانلاتيني غيرسليس، غالباً مترجمان دومي را انتخاب ميكردند، و در نتيجه زبان دچار صدمه ميشد.
ممكن است بپرسند، اگر قسمت اعظم آثار (بهجاي عربي) از يوناني به لاتيني و عبري ترجمه ميشد، آيا ممكن بود وضع معكوس شود؟ كوشش براي حل اين مسئلهٴ فرضي بيهوده است، ولي معتقدم كه وضع چندان فرقي نميكرد، و فقر دستوري مردم لاتيني ــ كه اجازه داده بودند زبانشان راه زوال پويد ــ چندان ناشي از عوامل خارجي نبود، بلكه به فقدان قواي دماغي مربوط ميشد.
7. زبانهاي محلي. بر اثر مساعي شاعران ــ تروبادورها، تروورها، مينهسينگرها، محرران منظومهٴ نيبلونگن، يا مساعي خام داستانسرايان ــ از جمله آنان كه داستانهاي دلكش رنارد روباه را در سراسر قارهٴ اروپا منتشر كردند ـ زبانهاي اروپايي متعددي شكوفايي يافت. آثار ديگري به زبانهاي محلي مختلف ــ اسپانيايي، روسي، اسكانديناوي ــ قبلاً ذكر شده، ولي هيچكدام از اين زبانها هنوز به مرحلهٴ دستوري نرسيده بود.
8. هند. اين دوره، عصر زرين دستورزبان هندي بود. نخست، شاهد مساعي مشترك نحويان زبان پالي در سيلان و برمه هستيم. ظاهراً آگاوامساي برمهاي نخستين شخص بود، و دستور زبان پالي او در 1154، پديد آمد. مقارن همان ايام، يا كمي بعد، مكتب ديگر زبان پالي در سيلان ايجاد شد. برجستهترين نحوي سينهالي مُگالانا بود. او دستورزبان پالي، و احتمالاً قديميترين واژهنامهٴ پالي را تأليف كرد. مآخذ آگاوامسا و مُگالانا يكي بود، يعني دستورزبان سانسكريتي يا اقلاً